در بررسی و روایت تاریخ معماری معاصر ایران و شناخت معماری دوران تحول، به دورهای برمیخوریم که نیاز به تغییر و برقراری رابطه با جهان در حال تحول، حکمرانان و صاحبمنصبان را برآن داشت تا با اروپای پس از انقلاب صنعتی ارتباط گستردهای برقرار نمایند. از جمله نشانههای آن میتوان به حضور فعال ایران در نمایشگاههای بینالمللی آن زمان، که عموما در اروپا برگزار میگردیدند، اشاره کرد. نیاز به تحول، اولین موسسات تمدنی و آموزشی دولتی جدید را نیز بنا نهاد و متعاقبا باعث تحولات اساسی و ساختاری در سطوح مختلف جامعه شد، ازجمله آنکه معماری به سبک قدیم دیگر پاسخگوی نیازها و عملکردهای دوران تحول نبود و ناگزیر باید از الگوهای جدید بهره گرفته میشد. هرچند معماران سنتی در شکلگیری ابنیه و معماری جدید نقش خود را داشتند ولی آرام آرام، با حضور تحصیلکردگان خارج و صاحبمنصبانی که در رفت و آمد به اروپا و دنیای مدرن بودند، نقش آرشیتکت و خالق اثری که تحصیلات عالیه داشته باشد رسمیت پذیرفت و در آغاز قرن جدید، کارها به نخستین تحصیلکردگان این رشته سپرده شد.